به انتخاب : احمد مبارکی

تحقيقات اخير نشان داده است که بسياري از افراد بالغ با مشکل کمبود اعتمادبهنفس دست و پنجه نرم ميکنند. تام ليئويد، روانشناس کودکان، با الهام از آنها تغييرات سادهاي را معرفي ميکند که با انجام روز به روزشان ميتوانيد اعتمادبهنفس و خودباوري را در خود افزايش دهيد.به گزارش سلامت نيوز، تام ليئويد پنج مورد از کارهايي که کودکان معمولاً انجام ميدهند و کليد افزايش اعتمادبهنفس و خودباوري در زندگي افراد بالغ است را به ما ميآموزد.
روشهايي براي تقويت اعتمادبهنفس
بيشتر خطرکردن
وقتي کودک بوديد، تجربهاي از قضاوتشدن و منفينگري نداشتيد. اجتنابناپذيربودن تجربه اين احساسات با افزايش سن ميتواند به اعتمادبهنفس و خودباوري ما ضربه بزند. انجام تغييرات کوچکي که بهعنوان اضطرابآور يا ريسکي به آنها نگاه ميکرديد، ميتواند شما را به همان رويکرد بدون ترس در کودکيتان ببرد و يادآوري کند که هميشه لازم نيست نگران باشيد. اين يک تکنيک است تا دوباره معصوميت کودکانه خود را بياموزيد، زماني که اعتمادبهنفس اصلاً مشکل حساب نميشد.
استفاده از قدرت تخيل
کودکان عاشق بازي با تخيلات خود هستند. آنها در تخيلشان خود را در جايگاهي قرار ميدهند که کنترل را در دست دارند، جايي که ميتوانند قوانين خود را بسازند. براي مثال، ممکن است يک کودک بازي درباره مدرسه انجام دهد و در آن خود را بهجاي معلم بگذارد. اين کار فرصتي را برايش فراهم ميکند تا کنترلداشتن در آينده را تمرين کند. سعي کنيد از اين موضوع الهام بگيريد و خود را تصور کنيد که روي انتخابهايتان کنترل داريد، جايي که شما قانون ميسازيد.
اين سرگرمي مثبت خيلي زود در مغزتان آموخته ميشود و از آن طريق وارد زندگي واقعيتان ميشود.
صحبتنکردن پشت سر افراد
بهندرت پيش ميآيد که کودکان فيلترهاي زيادي داشته باشند، بنابراين وقتي نظري داشته باشند آن را بيان ميکنند. از سوي ديگر افراد بالغ، ياد گرفتهاند که افکار و نظرات خود را از فيلترهايي عبور دهند و سپس بيانشان کنند. با اين حال آن تفکر همچنان وجود دارد و به همين دليل هم هست که پشت سر يکديگر صحبت ميکنيم. اين مسأله باعث ميشود بيشتر نگران نظرات ديگران بشويم چون نميدانيم دربارهمان چه گفته ميشود. براي مقابله با اين حس بايد سعي کنيم بيشتر انعطاف نشان دهيم يا منفينگر بودنمان را براي خودمان نگه داريم (واقعاً اينقدر مهم است که گفته شود؟).
روي منظرهاي بزرگتر تمرکز کنيد
اين تکنيک را ميتوانيد براي بسياري از موارد روزمره مورد استفاده قرار دهيد، اما يکي از مثالهاي خوب اين تکنيک رابطه کودکان با لباس است. افراد بزرگسال معمولاً تصميمشان براي لباسپوشيدن، براساس درک نقصهاست.
براي مثال، شلوار جيني ميخريم که پاها فرم بهتري در آن داشته باشند يا کفش پاشنهبلند ميپوشيم که کوتاهبودن قدمان به چشم نيايد. اما کودکان براساس چيزهاي جالبي که شادشان ميکند، يک لباس را انتخاب ميکنند و از اين کار هيجانزده ميشوند.
مثلاً به بافت، رنگ و شکلهاي روي لباس دقت ميکنند، نه پوشاندن عيبها. آنها مانند افراد بالغ خود را اسير اين چيزها نکردهاند. اگر چنين رويکرد مثبتي را وارد زندگيمان کنيم، اعتماد به نفسمان بسيار بالا ميرود.
مردم براي خودشان فکر ميکنند
به مفهوم آگاهبودن از اينکه مردم درباره شما چگونه فکر ميکنند «تئوري ذهن» ميگويند. در افراد بالغ، اين مورد بيش از حد پرورش پيدا ميکند، بهطوري که گاهي بيش از حد نگران نظر ديگر افراد ميشويم. گاهي بيش از حد خود را اسير انتقادات ميکنيم، بهطوري که قوه انتخابمان در زندگي را فلج ميکند. کودکان معمولاً به اينکه ديگران چه فکر ميکنند اهميتي نميدهند و از اين رو از مشکل کمبود اعتمادبهنفس رها هستند. بنابراين سعي کنيد مانند يک کودک فکر کنيد و نگران اين نباشيد که ديگران چه فکري ميکنند و همان کاري را انجام دهيد که شادتان ميکند.
منبع : روزنامه اطلاعات
برچسب:
نویسنده: آدرین بهرامی