
شاگردان معمولاً ميدانند كه چگونه فكر كنند و بياموزند، اما نه به آن اندازه كه در توان آنهاست؛ بنابراين هدف عمده آموزش بايد وادار كردن آنان به تفكّر باشد. نخستين مسئوليت معلّم در اين مورد اين است كه شاگردان را از مرحله به يادسپاري مطالب به مرحله تفكّر و حل مشكلات سوق دهد. يافتن راهحل مناسب، اساس يادگيري نحوه تفكّر است كه بايد به شاگردان تعليم داده شود. بيشتر استادان معتقدند كه با از ميان برداشتن موانع در محيطهاي آموزشي كه شاگردان را از فكر كردن باز ميدارد، بايد آنها را كمك و تا حدي وادار كرد تا براي يادگيري توام با تفكّر وقت بيشتري صرف كنند.
از آنجا كه يكي از هدفهاي اصلي تعليم و تربيت، پرورش شيوه تفكّر انتقادي در افراد است، در امر آموزش بايد ضمن تقويت روحيه انتقادپذيري در استادان، روحيه انتقاد كردن و زمينه بررسي و تحقيق را در شاگردان به وجود آورد.
تعاريف
فكر، جرياني است كه در آن فرد كوشش ميكند مشكلي را كه با آن روبرو شده است، مشخص و با استفاده از تجربههاي قبلي به حل آن اقدام كند.
در فرهنگ ما پذيرش كوركورانه، دهنبين بودن، تابع بيچون و چراي سنتهاي گذشتگان، تامل نكردن و مواردي از اين دست، داراي ارزش منفي هستند. ما همواره به تامل و تفكّر، داوري صحيح و ارزيابي دقيق فراخوانده شدهايم و به افرادي كه به دقت سخنان را گوش و آن را سبك و سنگين ميكنند و به نقد ميكشند، احترام ميگذاريم. به قول «ميتو ليپمن»، فيلسوف، تفكّر انتقادي فقط يك تفكّر براي فهميدن نيست، تفكّري است كاربردي، يعني چيزي بيش از دست يافتن به فهم و درك امور، چون بايد چيزي را فراهم كنيم كه براساس آن بتوانيم عمل كنيم و كارمان را پيش ببريم، بنابراين تفكّر انتقادي بايد توليدي داشته باشد، توليدي كه موجب تميز و ترجيح شود و به اين ترتيب تفكّر انتقادي، تفكّر عقلاني و تأملي است كه بر تصميمگيري براي هر آنچه بايد باور داشت يا انجام داد، متمركز است و به قول مايكل اسكريون، تفكّر انتقادي تفسير ماهرانه و فعّالانه و همچنين ارزيابي مشاهدات، ارتباطات، اطلاعات و استدلال است.
محاسن تفكّر انتقادي
آنچه در تفكّر انتقادي موردنياز ما از جايگاه بسيار مهمي برخوردار است، داوري و قضاوت هوشمندانه و خوب است، يعني اينكه ما را به قضاوت درست فراهم ميخواند. شهروند جامعه معاصر ما بايد بتواند مسئولانه امّا انعطافپذير تفكر و داوري كند، سنّتهاي درست را از نادرست تفكيك دهد و مانع از آن شود كه مدهاي روز و تبليغات گوناگون، مغزش را شستشو دهد و از او سلب اختيار كند.
به ويژه در عصر حاضر كه عصر رسانههاست و ايدهها و عقايد مختلفي وجود دارد، تفكّر انتقادي ميتواند محافظي در مقابل اين جريانها فراهم سازد و اين شانس را به ما بدهد كه از ميان آراء و عقايد مختلف، بهترين آنها را انتخاب كنيم. حتّي در مواردي كه اطّلاعات زمينهاي به ما اجازه نميدهد كه خودمان يكي از عقايد را انتخاب كنيم، ميتوانيم براي يافتن يك متخصص خوب از تفكّر انتقادي بهرهمند شويم. مثلاً براي انتخاب يك پزشك نميتوانيم به شانس يا شهرت قبلي آن پزشك متمسّك شويم. تفكّر انتقادي ما را به تحقيق بيشتري در شواهد و مدارك موجود و مقايسه ميان پزشكان واميدارد.
منابع:
1ـ شريعتمداري، علي(1364)، روانشناسي تربيتي، تهران، انتشارات مشعل
2ـ فيشر، الك (1997)، درآمدي بر تفكّر نقدي
3ـ جي، رابرت، مارزينو(1380)، ابعاد تفكر و برنامهريزي درسي و تدريس، ترجمه ق. احقر، تهران، انتشارات سيطرون
برچسب:
نویسنده: آدرین بهرامی