


روزنامه هفت صبح ، سال هشتم ، شماره 2196 ، یکشنبه 6 آبان 1397 ، صفحه 15
خلاقیت, پشت نیمکت, های چوبی,
گفت وگو با احمد مبارکی، مردی که حدود 40 سال است با سبک و سیاق شاد خود معلم پایه حساس و سرنوشت ساز اول ابتدایی است
هانیه درویش
به معلمي عشق مي ورزد و تنها افتخار زندگي اش را سابقه طولاني تدريس در پايه حساس و سرنوشت ساز اول ابتدايي از لحظه ورود به كسوت هنر و شغل شريف معلمي آموختن الفباي فارسي والفباي زندگي به پایه اولی ها می داند.متولد 1338 در شهرستان سلماس است، کارشناسی آموزش ابتدایی دارد و از سال 1361 تاکنون در روستاهای دورافتاده و مناطق محروم خدمت کرده است اما این خصوصیات تنها شاخصه این مرد شریف نیست. او با فهم درستش از حساسیت های پایه اول ابتدایی و وجود ترس ها و استرس های کودکان از این دوره، آنها را وارد فضایی شاد و خلاقانه می کند که نه تنها استرس در آن معنایی ندارد بلکه اوج یادگیری و خلاقیت را برای کودکان به ارمغان می آورد.او با قلم بسیار مانوس است و افكار بي غل و غش خود را در قالب آثاري ارزشمند در رسانه هاي ارتباط جمعي منتشر می کند به همین دلیل متن مصاحبه را با جملات و کلمات دقیق او به چاپ می رسانیم تا عمق عشق او به این شغل که آن را هنر می داند مشخص شود.
آیا از کودکی به معلمی علاقه مند بودید یا صرفا آن را به عنوان یک شغل برای خود انتخاب کردید؟
بنده از کودکی به معلمی علاقه داشتم و یادم است که دراوان کودکی موقع بازی با کودکان آنها را جمع می کردم وبرایشان نقش معلم را ایفا می نمودم و از طرفی در همسایگی ما معلم محترمی بود که از هر لحاظ نمونه بود و این شخصیت آن بزرگوار در من تاثیر مثبت و بسزایی در نگرش به شغل معلمی گذاشته بود. البته من به معلمی به عنوان یک هنرمقدس می نگرم و صرفاً آن را یک شغل قلمداد نمی کنم.
این اید ه های خلاقانه ، چگونه در ذهنتان شکل گرفت ؟
و این سبک کارتان به سال های ابتدایی دوران معلمی تان برمی گردد یا همین چند سال اخیر؟
قبل از ورود به دنیای معلمی مطالعات زیادی در زمینه تعلیم و تربیت به خصوص چگونگی کار با کودکان داشتم و پس ازورود به تربیت معلم و ادامه تحصیلات در سطح کارشناسی دوره ابتدایی، به این مسئله مهم واقف گردیدم که یکی از رموزاولیه و مهم موفقیت در معلمی پایه اول ابتدایی، خلاق بودن معلمان است و بدین سبب بود که سعی نمودم که همیشه ازایده های خلاقانه و قابل اجرا در محل خدمتم بهره بگیرم و این سبک کارم را از لحظه ورود به دنیای هنر معلمی اجرا نمودم
و به مرور درصدد کامل نمودن آن با توجه به شرایط مکانی وزمانی بر آمدم.
کمی راجع به سبک و سیاق کارتان توضیح بدهید؟
کلاس اول ابتدایی دنیایی سرشار از صفا، صمیمیت، محبت و صداقت است. بنده صادقانه عرض می کنم که در عشق به کودکان پایه اولی ذوب شده ام. بنابراین من در اوایل کار،با توجه به اطلاعات گسترده ای که در این زمینه داشتم، نیک می دانستم که کودکان اولی در بدو ورود به دبستان و در واقع دنیای جدید و آموزش رسمی همگانی دچار اضطراب و استرس هستند و این موضوع در روحیه و عملکرد آنها تاثیر منفی می گذارد بنابر این درصدد آن برآمدم که برای رفع این معضل و ایجاد نگرش های مثبت در اذهان شاگردان به تشکیل کلاس شاد همت بگمارم.
منظورتان از یک کلاس شاد چیست و چگونه آن را ایجاد می کنید؟
شاید شما هم این شعرمعروف را شنیده اید: «چونکه با کودک سرو کارت فتاد، پس زبان کودکی باید گشاد ». در واقع این شعربرگرفته از سخنی از رسول مکرم اسلام است که می فرماید: «دربرخورد با کودک باید زبان کودکانه داشت و مثل خودش با اوصحبت کرد. » برای ورود به دنیای کودکانه و ایجاد کلاس شاد باید با زبان کودکی آشنا بود و در واقع زبان کودکی زبانی به دوراز پیچیدگی ها و غوامض است که در صورت تسلط معلم بر آن،دیوارهای فاصله بین دانش آموزان و معلم از بین خواهد رفت و کودکان با تمامی وجودشان معلم را پذیرا خواهند بود. درکلاس شاد من، استرس و ترس معنایی ندارد و دانش آموزان با تمامی وجود معلم شان را دوست دارند و آن وقت است که یک معلم عاشق و هنرمند از تمامی این ظرفیت ها بهره می گیرد واهداف آموزشی را به طور خوش آیند به دانش آموزان تفهیم می نماید. بنده طی سالیان سال با زندگی در کنار بچه های پایه اولی به تجربه دریافته ام که بهره گیری و تقویت هوش موسیقایی کودکان، گامی بسیار مهم در موفقیت بسزای دانش آموزان در فرآیند یاددهی – یادگیری ایفا می نماید. بنابراین سعی نموده ام که اکثر فعالیت های آموزشی را به صورت ریتمیک و آهنگین اجرا نمایم و در این راه از برخی آلات موسیقی نظیر نی و دف و ... بهره گرفته ام.
برایمان مثال عینی تر می آورید ؟
مثلا برای آماده نمودن دانش آموزان و منظم و مرتب نشستن آنها برای شروع فعالیت های درسی آهنگ خاصی با نی می نوازم و از جمله درست بنشینید استفاده نمی کنم و همینطور برای شادی، خواندن سرود و تربیت شنوایی و ترکیب صامت و مصو تها و ... آهنگهای خاصی می نوازم که برای بچه ها بسیارخوش آیند و خاطره انگیز است. در بحث مربوط به ترکیب صامت و مصوت ها که یکی از مشکل ترین مراحل تدریس نشانه ها در کلاس اول ابتدایی خصوصاً در مناطق دوزبانه است،
بنده با استفاده از فولکلور غنی منطقه آذربایجان، پرند ه ای را به کلاس آورده ام به نام «هپسنه » و با استفاده از آهنگ مخصوص نی، این مراحل حساس را به صورت جذاب به بچه ها آموزش می دهم یا پس از یادگیری یک نشانه جدید مراسم جشنی درکلاس برگزار نموده و آن نشانه جدید را در خانه خودش نصب می نماییم و در واقع با این کار در ذهن بچه ها ، همان جشن عروسی و رفتن عروس و داماد به خانه جدید را تداعی می کنیم .
آیا این روش باعث شده که بچه ها برای حضور درکلاس تان سر و دست بشکنند و از کلاس های دیگربخواهند در کلاس شما حضور یابند ؟
بله با لطف و عنایات خداوندی و استقبال بیش از حد اولیای قدرشناس، بنده با تمام ظرفیت کلاس در دوران معلمی ام به کارم ادامه داده ام و همچنین دانش آموزانی که به نوعی درآموزش دچار مشکل هستند و انگیزه کافی ندارند، برای حضور در کلاس من بیتابی می کنند چراکه بنده علاوه بر ایجاد کلاس شاد و بهره گیری از روش های به روز و خلاقانه، مهارت های زندگی را نیز به بچه ها یاد می دهم.
چند فرزند دارید و آیا به فرزندان خودتان هم به همین شکل آموزش داده اید ؟
بنده دو فرزند(یک پسر و یک دختر) دارم. فرزند پسرم در پایه اول ابتدایی دانش آموز خودم بود و از این روش بهره برده و فرزند دخترم نیز کم و بیش نهایت استفاده را از این روش نموده است.
هم اکنون از مسئولان محترم ذیربط وزارت آموزش و پرورش انتظار دارم که به پاس 40 سال خدمات صادقانه ام، مقدمات جذب دخترم را که کارشناس ارشد روانشناسی است و پنج سال سابقه خدمت در دوره پیش دبستانی زیر نظر آموزش و پرورش را دارد در آموزش و پرورش فراهم بیاورند تا بنده بتوانم با انتقال تجربیات خود یک رهرو برای ادامه راه در آینده داشته باشم.
گویا هنوز ارتباط تان را با دانش آموزان کلاس اول سالهای ابتدایی تدریستان حفظ کرده اید، درست است؟
کسی که در کلاس من حضور می یابد مرا در عمق وجودش پذیرا می گردد و هیچ وقت مرا فراموش نمی کند. همانند خودم که همه این افتخارات را مدیون آموزگار پايه اول ابتدايي خود جناب آقاي حاج محمد قاسمي مغانجوقي هستم و این شعر را تقدیمش می کنم: «نقش معلم در دل هاست، دگری جای او نمی گیرد آنکه دل ها به عشق او زنده ست، در دل عاشقان نمی میرد .
برچسب:
نویسنده: آدرین بهرامی